نغمه درد
درمنی واینهمه از من جدا
با منی و دید ه ات به سوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو
تو نشسته گرم گفتگوی غیر؟؟؟
غرق غم دلم به سینه می تپد
با تو بی قرار و بی توبیقرار
وای از آن دمی که بی خبر زمن
برکشی تو رخت خویش از این دیار
سایه توام بهر کجا روی
سر نهاده ام به زیر پای تو
چون تو درجهان نجسته ام هنوز
تا که برگزینمش به جای تو
گفتی ازتو بگسلم...!!!
رشته وفا مگر گسستنی ست؟؟!
بگسلم ز خویش واز تو نگسلم
عهد عاشقان مگر شکستنی ست؟؟!
شعله میکشد به ظلمت شبم
آتش کبود دیدگان تو
ره مبند.... بلکه ره برم به شوق
در سراچه ی غم نهان تو!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 22:51 توسط ارغوان
|
.... سلامی به بی فروغی چشمانت فروغ قصه هایم ....